

ستــون دیگری از این بنــا رفت صــدای دلنشیــن ربنــا رفـت
غمی سنگین گلورامی فشارد که بهجت شیخ عالیقدرمارفت
دلم خیلی شکست وقتی روی ماشین حامل ایشان تبلیغات موادلبنی ....بود.مثل اینکه غربت ایشان بیش ازاین حرفهاست....میگذریم وفقط عرض مشودآقاجان روحی فداه...
برای حظ وبهره بیشتردوستداران این عارف بزرگ مقداری ازفرمایشات ایشان درموردسفرحتمی مرگ رادراینجامی گذارم.به امید روزی که زودترمسافرتمان قطعی شود...
سکرات موت آیت الله بهجت فایل صوتی اول فایل صوتی دوم
یاددارم یک غروب سردسرد....
میگذشت ازکوچه مادوره گرد...
دوره گردم کهنه قالی می خرم....
دست دوم جنس عالی می خرم...
کاسه وظرف سفالی می خرم...
گرنداری کوزه خالی می خرم...
اشک درچشمان باباحلقه بست...
عاقبت آهی کشیدبغضش شکست...
اول ماه است ونان درسفره نیست...
ای خداشکرت ولی این زندگیست؟....
بوی نان تازه هوش رابرده بود...
اتفاقامادرم هم روزه بود....
خواهرم بی روسری بیرون دوید...
گفت آقاسفره خالی می خرید....
به امیدروزی که.....
ازروی بعضی ازآدمهابایدمشق نوشت....
وازروی بعضی آدمهابایدجریمه نوشت....
وبابعضی آدمهاهیچ وقت تکلیف ماروشن نیست....مرحوم قیصرامین پور
وقتی میان نفس وهوس جنگ میشود قلبم به چشم هم زدنی سنگ میشود
آقاببخش بس که سرم گرم زندگیست کمتر دلـــم بــرای شما تنــگ میشود
خداکندمن هم مانندشیعیان واقعی تمام دغدغه ام فقط این باشدکه :امام من کجاست؟

